**********************************************************
" در زمان شوهر همین بانویی که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه داودی را زنده زنده در آتش سوزاندند، این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات همین دموکراتها این کار را کردند. فرقه داودی یا به قول خودشان دیویدیها به دلیلی مورد غضب دولت امریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هرچه کردند بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد مرد و زن و بچه در این خانه زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید؟..." (مقام معظم رهبری، نماز جمعه تهران، 29/3/1388)
****
فرمایشات مقام معظم رهبری به واقعه اتفاقیه در روز 19 آگوست 1993 در ایالت تگزاس امریکا و منطقه مک لنان اشاره دارد که طی آن فردی به نام دیوید کورش (David Koresh) به عنوان رهبر فرقه داودیه به همراه 82 نفر از پیروان خود و خانوادههای آنها که حدود 20 نفر از افراد خردسال نیز در میان آنها به چشم میخورد، مدت 51 روز در یک کلیسای ساخته شده به دست خودشان به محاصره پلیس درآمده و نهایتاً در آتش سوزی سوختند و جز تعداد اندکی، اثری از هیچ کس باقی نماند.
رهبر این فرقه دارای ویژگیهای قابل تاملی بود. وی در سال 1959 از پدر و مادری به دنیا آمد که با هم ازدواج نکرده بودند. در سال 1983 بعد از انتخاب شدن به رهبری فرقه، ادعا کرد آخرین پیامبر خداست. وی در کتب خود تعدد زوجه را برای مرد حرام اعلام کرد اما زمانی که رسوایی انحراف جنسیاش آشکار شد، از آستینش آیات آسمانی مبنی بر حلال بودن این امر برای خودش آورد. حتی پس از رسیدن به قدرت، به دلیل اختلاف با برخی از بزرگان فرقه، آنها را به قتل رساند.
در این نوشته قصد بررسی و تقبیح اقدامات ایالات متحده را ندارم و صرفاً به معرفی و تبیین "فرقه" و توصیف برخی از ویژگیهای آن پرداخته و همچنین وضعیت برخی از فرقههای شناخته شده در ایران را مرور خواهیم نمود.
به طور کلی شکلگیری غالب فرقهها بر پایه استنباط گوناگون افراد مختلف از مذهب میباشد. لذا فرقهها را در میان مذاهب تعریف میکنند. واژه فرقه برای همه مذاهب قابل تعریف است. گروهی متشکل از انسانهایی که به عمد یا سهو (هر چند در ادامه روح حرکت عمدی به خود گرفتهاند)، خود را از جمع وسیع و غاطبه مردم اطرافشان جدا کرده و به آیین خاصی گرویدهاند و بدین ترتیب از ناحیه همگان نیز به رسمیت شناخته نمیشوند. این افراد دارای یک پیشوای مشترک بوده که از آن به رهبر تعبیر می کنند.
رهبر در فرقه، فردی مستبد و خودکامه که خودمختاری وی حد و مرزی ندارد، میباشد. او تنها مرکز قدرت و تنها تعیین کننده ارزشها و اهداف فرقه است. قطببندی و تعاریف خیر و شر و دوست و دشمن تابع تشخیص و تمایل رهبر فرقه است. در یک فرقه، فرد نیز با تبدیل شدن به مرید، به خویش تلقین میکند که قدرت تشخیص و تمیز مسائل را ندارد و این رهبر است که قالبهای اندیشه و زندگی را میسازد.
رهبر فرقه تسلط مناسبی بر مباحث روانشناسی دارد. از پیشروان نظریهپردازی و یک ایدئولوگ تمام عیار به حساب میآید. همه این ویژگیها به رهبر کمک میکند تا پیروان و اعضای فرقه تحت مالکیت خود را به نوعی شستشوی مغزی داده تا گوش به فرمان و دنبالهرو وی برای رسیدن به مقاصد و اهدافی شوند که بیشتر جاهطلبیها و امیال شخصی رهبر فرقه است. در حقیقت در درون فرقهها، اعضا به یک روبات تبدیل میشوند که هیچ قدرت تصمیمگیری از خود نداشته و به نوعی زندگی خود را نیز به مانند یک برده فدای اهداف رهبری میکنند و عملاً در یک اسارت ذهنی و جسمی میباشند و به پای فرقه میسوزند. این گونه است که فرقهها تفاوت کلی و عمدهای با گروه، سازمان، تشکل یا تعاریفی از این دست دارند.
مارگارت تالر سینگر در بخشی از کتاب فرقهها در میان ما پیرامون فرقه داودیه و رهبر آن مینویسد: "باز هم در سال 1993 زمانی که گروه کورش به پایان مرگبار خود در ویکو (waco) در تگزاس (texas) رسیدند، در برابر استفاده از ترم خودکشی دافعه نشان دادم. یک بار دیگر یک رهبر فرقه یک کشتار جمعی را برنامهریزی کرده بود."
در فضای اسلامی حاکم بر کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران نیز پیدایش فرقههایی با تمهای مذهبی که از درون بافت جمعیتی و دل مردم برخاستند اما به مرور زمان و با نشان دادن چهره واقعی خود از جمع آنها جدا و به نحوی طرد شده هستند، به چشم میخورد. فرقههایی که با پیداکردن تضاد علنی با مردم و نظام حالیه به عنوان تهدیدی برای امنیت ملت و نظام ایران به حساب میآیند. فرقههایی که به ابزاری در دستان دشمنان نظام بدل شدهاند. ذکر این نکته هم ضروری است که هدف از بیان فرقهها در ایران، قیاس آنها با "اقوام" نیست چرا که قومیتهای مختلف ایرانی که بعضاً مرزنشین هستند همواره در جهت ثبات پیشبرد اهداف نظام مخصوصاً در پاسداری از تمامیت ارضی مانند اقوام ترک، کرد، بلوچ، عرب و... فرصت بوده و نقش سازنده و موثری داشتند لکن فرقههای مدنظر ما تبدیل به یک تهدید جدی شده و امنیت همه جانبه (ملی، اقتصادی، سیاسی، مذهبی و عقیدتی و...) را در معرض خطر قرار دادهاند.
از مهمترین فرقههای موصوف، فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق ایران – منافقین) است. پس از اعلام شروع فاز نظامی در فعالیتهای منافقین در 30 خرداد 1360 و به تبع آن فرار مفتضحانه مسعود رجوی از کشور، و از زمانی که حرفهای رجوی به عنوان تنها خط مشی تعیین کننده و راهبردی سازمان شده و ماهیت مرکزیت گرایی حول محور شخصیت مسعود رجوی تبدیل گردید، فرقهگرایی در سازمان به صورت پدیدهای روشن و آشکار ظاهر شد. هنگامی که مریم قجرعضدانلو (رجوی) – همسر دست به دست شده مهدی ابریشمچی و مسعود رجوی در یک روز – رییسش جمهور خودخوانده و مسعود هم رهبر شد، فرقهگرایی با داشتن یک رهبر نمود عینی پیدا کرد.
عواملی مانند ارتباط با بنیانگذاران اولیه سازمان مجاهدین خلق، حسن ظن عناصر چپ و ملیگرا، زیرکی و سیاس بودن در برخوردهای درون تشکیلات و با دیگران، توان بالای ابراز ژستهای عاطفی و احساساتی و بیان مطالب حماسی و تاثیرگذار و تحریک کننده، برخورداری از قدرت ایجاد قداست برای خویشتن،انعطاف لازم برای مهار نیروها و مهارت زیاد در سفسطه برای توجیه بحرانهای درونی باعث سلطه فردی رجوی بر اعضای فرقه شده و او را تبدیل به یک رهبر کاریزماتیک مطلق العنان، پیشوای ایدئولوژیک و سیاسی برای فرقه کرده است. اوج این سلطه و مسخشدگی و اصطلاحاً شستشوی مغزی اذهان اعضا در روابط سازمانی آنجایی است که در جریان دستگیری مریم رجوی در 30 ژوئن 2003 و در مخالفت با این حرکت پلیس فرانسه، اقدام به خودسوزی نمودند. در حال حاضر نیز مسعود رجوی به مانند یک قدیسه در جمع عناصر نفاق مورد تجلیل و تکریم است، گویی هیچ کس صاحب اراده نیست و همه برده اویند.
از دیگر فرقههای مذهبی شکل گرفته در درون نظام جمهوری اسلامی که هدایت آنها با دستهای پشت پرده از خارج مرزهای جغرافیایی ایران قابل تشخیص است، میتوان از فرقه ضاله بهائیت، فرقه دراویش گنابادی و فرقه اهل حق نام برد. هرچند بحث پیرامون آنها در این مقال نمیگنجد و فقط اشارهای به اسامی شد، اما توضیحات این نوشته و همچنین شناختی که از رهبران این فرق (ملاسلطان گنابادی، نورعلی الهی و علیمحمد باب) و آراء و عقاید و تفکراتشان وجود دارد، و ایضاً تشریح و بیان ویژگیهای یک فرقه و رهبر، میتوان به خوبی دریافت، ظهور و بروز و وجود و ادامه فعالیت این نوع تجمعات که اکثراً هم در پوشش تعاریف ساختگی و باطل از مذاهب و ادیان گوناگون شکل گرفتهاند، چه تهدیداتی را با خود به دنبال خواهد داشت. کما اینکه در طی این سالها از اقدامات مذبوحانه سران فرقه ضاله بهائیت در قالب جاسوسی و دستگیری آنها و حمایتهای مادی و معنوی آشکار صهیونیست از این افراد، تخریب حسینیه و مرکز فتنه فرق دراویشی و پشتیبانی معاندین داخای و خارجی نظام از آنها و... مطلع شدهاید.
هرچند میطلبد علت، تهدیدات و آسیبهای ناشی از شکلگیری و بوجود آمدن فرقهها در ایران را مورد مداقه قرار گیرد لکن به جهت پرهیز از اطاله کلام از واکاوی عمیق خودداری شده و خواننده را به تحقیقات بیشتر ارجاع میدهیم.
اما آنچه باید مورد دقت و تامل جدی باشد این است که مردم برای شناخت و پیشگیری از گرفتاری در دام این قبیل فرقهها اهتمام جدی داشته باشند و همچنین رسانهها با بررسی تاریخی و مفهومی با ذکر مصادیق عینی نسبت به شناسایی این مجموعهها به عموم مردم اقدام نمایند.
****
منابع:
ü کتاب سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام
ü وبلاگ تارنگار (www.tarnegar.blogfa.com)